دسته بندی ها

تبریز 2018

حمایت از شرکت های دانش بنیان

صنایع دستی و توسعه اقتصادی

منتشر شده : سه شنبه,۱۷ آذر ۱۳۹۴

نقش صنایع دستی در اشتغال زایی و رفع معضل بیکاری

برای اقتصاد جوامع در حال توسعه ای مانند ایران مهمترین چالش ایجاد فرصت های شغلی برای جمعیت جوان است. یکی از آنان توسعه اقتصادی با تکیه بر امکانات درونی، مانند صنایع دستی است که در کشور ما ریشه های عمیق و استوار در آداب و رسوم، سنت ها و در مجموع در فرهنگ مردمی ما دارد. صنایع دستی بعنوان صنعتی کاملا بومی و غیر وابسته که مواد اولیه آن به راحتی در داخل کشور قابل تامین است نیاز به سرمایه گذاری زیادی نداشته و به همین دلایل دارای ارزش افزوده ای بالا است (یاوری، ۱۳۷۳) . همچنین وجود تکنیک های ساده و آموزش راحت آن و نیز هماهنگی فرهنگ تولید آن با فرهنگ اصیل مردمی، آن را به صنعتی مناسب جهت اشتغال زایی بدل کرده است.

در ایران که با تنگنای سرمایه گذاری های کلان و بحران بیکاری مواجه است، توسعه صنایع دستی با سرمایه گذاری اندک، راهگشایی برای ایجاد فرصت های شغلی مناسب و درآمدزاست. قابلیت استقرار صنایع دستی در شهر و روستا و در محیط های کوچک خانگی نه تنها می توند آن را بعنوان شغلی مستقل و منبع درامدی برای نیروی کار دراورد، بلکه در روستاها بعنوان شغلی جانبی در فاصله زمانی میان کاشت، داشت و برداشت محصولات کشاورزی، درآمد مکملی را برای روستاییان تامین می کند. این امر به رونق کشاورزی و دامپروری نیز کمک می کند.

امروزه به تجربه ثابت شده است که ایجا امکانات رفاهی مانند آب، برق، گاز، تسهیلات آموزشی و بهداشتی به تنهایی نمی تواند سبب ماندن روستاییان در روستاها شود، بلکه عامل مهم آباد ماندن روستاها ایجاد شغل و درامد پایدار برای ماه های بیکاری آنهاست، بویژه  که امروزه با ورود ماشین آلات پیشرفته به عرصه کشاورزی، نیاز کمتری به نیروی انسانی نسبت به گذشته احساس می شود و این امر به نوبه خود سبب بیکاری بیشتر روستاییان شده و اسباب مهاجرت به شهرها و بدنبال آن ایجاد معضلات جدیدی را فراهم می آورد.

صنایع دستی می تواند در مناطق روستایی کشور و در نقاطی که فعالیت های کشاورزی کار اصلی و  عمده مردم را تشکیل می دهد و نیز در مناطق عشایری که دامداری شغل اصلی و رایج است بعنوان فعالیتی دائمی و فصلی مطرح شود. در شهرها نیز می تواند بعنوان کار دائم و غیر دادم گسترش یابد. ایجاد کارگاه های تولید صنایع دستی بصورت  کارگاهی برای بسیاری از شهرنشینان می تواند ایجاد حرفه نماید (همان).

گسترش صنایع دستی و استفاده از آن بعنوان عامل ایجاد شغل و درامد در روستاها از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که ماندن در روستا یعنی تولید، رشد و شکوفایی و آمدن روستاییان به شهر به مفهوم مصرف و کاهش تولید است که این امر وابستگی بیشتر به واردات محصولات کشاورزی و تضعیف روزافزون کشاورزی داخلی و صنایع وابسته به آن را همراه خواهد داشت.

در میان تعداد زیاد رشته های صنایع دستی کمتر صنعتی را میتوان یافت که امکان ایجاد و رشد و توسعه در روستاها را نداشته باشد، چرا که در واقع اساس و منشا بسیاری از آنها همین روستاها بوده است، از این رو امروزه برخی از  کشورهای درحال توسعه نظیر  هند، اندونزی، چین، نپال و تایلند با قائل شدن نقش لازم برای صنایع دستی روستایی خود در برنامه ریزی های کلان توسعه اقتصادی با پیشرفت چشمگیری روبرو بوده اند و همه ساله از تولید و فروش خارجی صنایع دستی خود به درامد ارزی قابل توجهی دست می یابند . نمونه بارز آن صنایعدستی کشورهایی نظیر چین و تایلند است که امروزه در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران، فرو شگاه های بسیاری به فروش آنها اختصاص یافته است و اگر این روند همین گونه ادامه یابد، بزودی شاهد از میان رفتن بیش از پیش صنایع دستی ایرانی در بازارهای خارجی و داخلی خواهیم بود و این به معنی افزایش روند بیکاری است و سدی بزرگ را در راه توسعه اقتصادی ایجاد خواهد کرد.

نقش صنایع دستی در افزایش درآمد سرانه

امروزه در بین کشورهای مختلف تلاش برای ازدیاد درآمد سرانه بصورت رقابتی پایان ناپذیر درامده است و چنین به نظر می رسد که اگر کشورهای جهان سوم بتوانند همین فاصله و شکاف کنونی ایجاد شده بین خود و کشورهای پیشرفته را حفظ کنند، در برنامه های خود بسیار موفق بوده اند. از اینرو تردیدی نیست که هر عاملی که به افزایش درآمد سرانه کشورهای در حال توسعه کمک کند در خوراهمیت است و صنایع دستی به دلیل مزایای ذکر شده،  همانند تاثیر فوق العاده در اشتغال زایی، سادگی تکنیک و قابلیت توسعه در شهر و روستا بعنوان وسیله ای ارزشمند در راه رسیدن به درآمد سرانه بالا قابل توجه است. خوشبختانه با توسعه راه های ارتباطی و شبکه حمل و نقل در ایران امکان دسترسی آسان روستاییان به شهرها بیش از گذشته بوده و با صرف کمترین هزینه ودر کوتاه ترین مدت می توانند فراروده های خود را به خریداران شهری عرضه کنند (همان)

نقش صنایع دستی در تولید ملی

از آنجا که صنایع دستی متکی به منابع داخلی است، بطور معمول بیش از ۹۰% ارزش داده ها در این رشته ها را – که بیشتر شامل نیروی کار، مواد اولیه مصرفی و ابزار کار است – می توان در داخل کشور فراهم کرد.

طبعا هرگونه افزایش و میزان تولید و فروش فراورده های دستی اثر مستقیمی در ازدیاد تولید ناخالص ملی دارد. امروزه برخی از کشورهای در حال توسعه صاحب صنایع دستی به جای صدور مواد خام مانند چوب، پنبه، پشم، پوست و دیگر مواد، تلاش می کنند که آنها را به محصولاتی تبدیل کنند که در تولید آن مهارت دارند و فراورده های تولید شده را که دارای ارزش افزوده بالاست به کشورهای دیگر، بویژه کشورهای پیشرفته، عرضه کنند. بخش صنایع دستی از طریق دستیابی به ارز خارجی، ایجاد شغل و رشد اقتصادی پایدار می توان تاثیر اساسی بر اقتصاد ملی داشته باشد، پولی که برای صنایع دستی خرج می شود بلافاصله و مستقیم در جامعه محلی گسترده می گردد. این فرصتی است برای جایگزین کردن واردات از کشورهای دیگر که بازار را احاطه کرده اند، اما نماینده فرهنگ بومی آن کشور نیستند و عموما کمکی به اقتصاد آن نمی کنند. در پس میزان فروش صنایع دستی و افراد درگیر این کار، این عده را نیز باید به حساب آورد:

  • الف) همه کسانی که در تهیه مواد خام و تجهیزات لازم برای تولید دخالت دارند
  • ب) همه آنهایی که وظیفه حمل و نقل و انبارداری صنایع دستی را برعهده می گیرند
  • ج) همه کسانی که مسئولیت فروش اعم از عمده فروشی یا خرده فروشی را انجام میدهند [...]

نقش صنایع دستی در توسعه صادرات

از جمله شاخص های کشورهای توسعه نیافته، اقتصاد تک محصولی و یا اتکا به چن قلم محصول اندک صادراتی است. در ضمن اکثر این کشورها بیشتر صادر کننده مواد خامی نظیر نفت، پشم، پنبه و مس و اقلامی نظیر اینها هستند. متاسفانه تجربه بدست آمده از بازرگانی بین المللی نشان داده است، حتی با اندگی کاهش در بهای جهانی این مواد، یکباره حیات اقتصادی آنها تهدید شده و گاه رو به نابودی می رود. از طرفی بنیان اقتصادی کشورهای در حال توسعه به گونه ای است که برای اجرای برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی و حتی در مواردی برای حداقل تامین نیازهای خود به ارز احتیاج دارند و این امر در گرو امکان صدور مواد اولیه و محصولات شان به خارج است. بنابراین توسعه صادرات بر پایه صنایع دستی عالوه بر ارز آوری می تواند برای موارد بحرانی در این کشورها راهگشا باشد.

در سال های اخیر صدور کالاهای صنایع دستی نه تنها از سوی کشورهای جهان سوم بلکه از سوی کشورهای پیشرفته نیز مورد توجه قرار گرفته، بویژه کشورهای مهد صنایع دستی می کوشند تا با اتخاذ تدابیر حمایتی و سیاست های تشویقی موجبات رشد و توسعه صنایع دستی را بعنوان یکی از اقلام مهم صادراتی بدست آوردند (یاوری، ۱۳۷۳)

صنایع دستی و مشارکت اقتصادی زنان

ارزش کار زنان روستایی و شهری چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه همواره از بعد تاریخی مورد غفلت قرار گرفته است، در این راستا فعالیت هایی که از سوی زنان در بازارهای محلی ونیز در خانه داری انجام می گیرد در اندازه گیری فعالیت های اقتصادی کشورها نادیده گرفته می شود. اما مطالعات نشان میدهد که زنان مولدانی فعال بوده و در فرایند توسعه و ایجاد ثروت در جهان سهم مهمی دارند، بخصوص زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه در پایداری نظام اقتصادی نقشی اساسی را ایفا می کنند. همچنین مطالعات نشان می  دهد که مشارکت زنان در تولیدات صنایع دستی بیشتر از فعالیت آنها در تولید محصولات غذایی بوده و اغلب بین ۷۵ تا ۸۰%  افراد شاغل در بخش صنایع دستی را زنان تشکیل می دهند. افزایش حضور زنان در تولید صنایع دستی سبب افزایش درآمد خا نوار، بالا رفتن رفاه خانوار، کاهش فشار مالی بر سرپرست خانواده و ایجاد امنیت اقتصادی میشود (ابهری، ۱۳۸۰). کار در مرازک خرید صنایع دستی تولید صنایع دستی برای فروش محلی و خارجی به ابزاری مهم برای توانمند کردن اجتماعی و اقتصادی زنان تبدیل شده است. این موضوع به آنها کمک می کند تا خود را از نقش های دون پایه در اکثر مناطق سنتی رها کرده و در روابط گردشگران و ساکنان تساوی ایجاد کنند (تیموتی، ۱۳۸۸).

پی نوشت ها

  • یاوری، حسین (۱۳۷۳)، صنایع دستی و رشد و توسعه درون زا، تعاون، شماره ۳۶، ص ۵۱-۴۸
  • ابهری، مجید (۱۳۸۰)، عمل و عوامل بروز آسیب های اجتماعی و راهکارهای مبارزه با آن، نشر پشوتن، تهران.
  • تیموتی، دالن جی (۱۳۸۸)، جامعه شناسی مصرف (توریسم و خرید)، ترجمه علی اصغر سعیدی و محمد حسین آبادی، نشر جامعه شناسان، تهران
  • منبع تصویر مقاله : خبرگزاری مهر
منبع: 
کتاب صنایع دستی و گردشگری، نشر چهارباغ، ۱۳۹۱

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به توسعه تجارت الکترونیک آرسین ایرانیان می باشد . سال 1395